ابتدا این دو دیدگاه را بنگرید:
- استاد عبدالرب رسول سیاف به رئیس جرگه گفت که دراین جرگه، باید روش قوماندانى را اختیار نکند و با درنظرداشت نظریات وکلا، تصامیم اتخاذ نماید.
- بکتاش سیاووش نمایندۀ کابل گفت از اینکه مجلس دیروزۀ ولسى جرگه، مانند صنف یک مکتب است، روند آن نباید به طور زنده از رسانۀ ملى پخش گردد. (منبع: روزنامه افغانستان، لینک آن در انتهای مطلب قرار دارد)
بالاخره صحن ولسی جرگه شباهت به چه دارد؟ قومندانی یا مکتب و یا آنطور که در دوره قبل ملالی جویا گفت طویله!
به نظر من اینجا هر جایی می تواند باشد الا یک نهاد قانونگذار. فرصت طلبی را در ادامه بخوانید:
براساس معلومات ناهید فرید منشى مؤقت ولسى جرگه، براى ریاست این جرگه سید اسحق گیلانى، حفیظ منصور، عبداللطیف پدرام، بکتاش سیاووش، شریف الله کاموال، عبیدالله رامین، حاجى موسى، و حاجى شهیدزاده خود را کاندید نموده وغرض کمپاین، یک روز براى آنها وقت داده شده است.
این چهار نفر را نیز که در دو دور گذشته زورآزمایی کرده اند به لست بیفزایید؛عبدالرب رسول سیاف، محمدیونس قانونى، حاجى عبدالظاهر قدیر و میرویس یاسینى
اینها همه به این دلیل اتفاق افتاده که اصول وظایف داخلی ولسی جرگه در مورد به دور سوم کشیده شدن انتخاب رئیس ولسی جرگه ساکت است.
اما تصور من این است که مشکل از نبود قانون (اصول وظایف داخلی ولسی جرگه) نیست. برای ما واضح است که حتی در شرایطی که قانون اساسی کشور هم در موضوعی صراحت داشته اما به راحتی توسط متولیان و مجریان قانون نقض شده بنابراین باور کنید اشکال از قانون نیست، اشکال از قانون گریزی و قانون شکنی خودمان است، اشکال از ظرفیت پایین تحمل پذیری و عشق قدرت و چوکی است. شک نکنید برای هیچ یک از این حضرات قانون گذاری و درد مردم و آینده این کشور خفته در منجلاب فقر و تباهی اهمیتی ندارد. به هزار نیرنگ مردم را به پای صندوق های رای می کشانند تا وکیل شوند و اکنون صحن مقدس ولسی جرگه که نماد اراده مردم است را با کجاها که اشتباه نمی گیرند. آنچنان اسیر قدرت و شوکت هستندکه اگر حیا مانع نمی شد تعداد کاندیدا برای ریاست ولسی جرگه سه رقمی هم می شد.
به هر حال ولسی جرگه بی رئیس نمی ماند اما فکر می کنم باز هم شکستی دیگر را تجربه می کنیم و این مثل مصداق می یابدکه: سالی که نکوست از بهارش پیداست.
http://www.dailyafghanistan.com/newspages/main%20news.html#01