صلح واژه غریب در سرزمین من

برای رسیدن به آرامش باید دری آهنین بر روی گذشته و آینده کشید و تنها به زمان حال اندیشید.دیل کارنگی

صلح واژه غریب در سرزمین من

برای رسیدن به آرامش باید دری آهنین بر روی گذشته و آینده کشید و تنها به زمان حال اندیشید.دیل کارنگی

افغانستان؛ آزمایشگاه خصوصی

احساسات جریحه دار شده رئیس جمهور محترم پس از یک دهه ناکامی و در شرایطی که مدیریت وی افغانستان را تا سرحد تجزیه پیش برده است جای بسی تامل دارد. نظام پارلمانی مد نظرِ اپوزیسیون  در شرایطی خواب را از چشمان دانش آموختۀ  رشته روابط بین الملل دانشگاه سلمه هند گرفته است که طبق معمول بازتاب  ادراکات سیاسی وی در قالب کلامی سخیف و و تعصب آلود تبلوریافته است.


" افغانستان آزمایشگاه و لابراتوار سیاسى بیگانه گان نیست که  هر چند سال یکبار نظام و یا ساختار سیاسى دیگرى را در آن به آزمایش بگذارند"


در نگاه نخست این افاضۀ کلام رئیس جمهور ریشه در عمیق ترین احساسات میهن پرستانه خواهد داشت و عنقریب با تامل بر این جملۀ شیوا اشک بر چشمان تک تک ملت محروم افغانستان حلقه زده و بر مقبولیت و محبوبیت این جان نثارِ شیرین گفتار صحه زنند. اما لحن و استفاده از واژگان این گفتار واقعیتی تلخ را آشکار می سازد؛ آقای رئیس جمهور با این جمله خواسته یا ناخواسته بر یک دهه واقعیت سیاسی کشور صحه می گذارد. "بیگانگان" نقش کلیدی در تحولات مد نظر آقای کرزی دارد ، به عبارتی دیگر از جملۀ آقای کرزی می توان اینطور استنباط کرد که بیگانگان سهم اساسی در تعیین و تکلیف برای نظام سیاسی  کشور داشته اند که در راس آن آقای کرزی قرار داشته است. در شرایطی که وی نظام پارلمانی را یک آزمایش در لابراتوار افغانستان می داند به طور حتم نظام ریاستی نیز از این قاعده مستثنی نبوده است و به تبع آن نقش بیگانگان در نظام ریاستی نیز بسیار چشمگیر بوده است که شکایت  وی را در پی داشته است. 

از سوی دیگر در شرایطی که نظام پارلمانی در کشور هنوز محقق نشده است اما خاصیت  لابراتواری افغانستان برای دولت کرزی بسیار آشکارتر از هر دوره و  نظام سیاسی دیگر می باشد. شخص آقای کرزی در کدام لابراتواری غیر از لابراتوار افغانستان قابلیت عرض اندام  داشت که در نهایت به برکت این آزمون ها در هیبت رئیس جمهور کشور در آمد و یا  کریم خرم که در لابراتوار افغانستان وزیر فرهنگ گردید، اگر چند دهه قبل روانشناسانی نظیر فدریک اسکینر از وجود چنین مخلوقی اطلاع می یافتند به طور حتم انقلابی در علم روانشناسی بر پایه مطالعات رفتاری وی پدید می آمد و اکتشافات جدیدی صورت می گرفت. به طور حتم این عجایب فقط  در لابراتوار افغانستان امکان تبارز را می یابند.

بدون شک این گفته آقای کرزی صحیح است که بیگانگان افغانستان را به لابراتواری برای آزمون نظام های سیاسی تبدیل کرده اند اما آنجا که خود را از این آزمون مبرا می داند خودش را به سخره می گیرد. در واقع تاریخ معاصر افغانستان به روشنی بیان می دارد که افغانستان لابراتواربوده است و در خوش بینانه ترین حالت اگر بیگانگان را نیز از این آزمایشگاه خارج کنیم یک آزمایشگاه خصوصی برای آزمون و خطای یک کتله و قوم خاص بوده است و دیگر اقوام که عموماً گروه شاهد در آزمون های این لابراتوار محسوب می شدند صرفاً از تبعات این خطاهای بیشمار مستفید شده اند. بنابراین پرخاش آقای کرزی نه در اعتراض به  تبدیل  شدن افغانستان به لابراتوار است بلکه خروج این لابراتوار از تولیت قومی نگرانی اساسی وی می باشد. به  همین دلیل آقای کرزی مجبور شده است تا با لحنی جدید جریان اپوزیسیون را که به دنبال خروج از وضعیت کنونی و یکه تازی نظام ریاستی می باشند دور بزند و با نام بردن از بیگانگان و تلاش برای ذهنیت سازی در مورد همکاری بیگانگان و اپوزیسیون خواسته آنها را سرکوب نماید. اما اپوزیسیون با حمایت و اقبال عمومی نیازی به بیگانگان  ندارند که عامل بقای دولت آقای کرزی بوده اند.

 در چنین شرایطی به طور حتم مهمترین ابتکار در مورد خواسته اپوزیسیون، تعطیل ساختن لابراتوار خصوصی است و مطمئناً مردمی که سالهاست در معرض آزمون و خطای این لابراتوار خصوصی قرار داشته اند این بار با آگاهی، خود را برای آزمونی بزرگ آماده کرده اند. در نهایت اینکه برای تیم آقای کرزی دردِ شالوده شکنی نظام موجود، فراتر از تحمل می باشد و عکس العمل ساده انگارانه رئیس جمهور هم بیانگر ترس از این درد می باشد.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد