در روزهای پایانی سال 2011 پروژۀ جدید هویت بخشی مجددِ طالبان اینبار در پشت میز مذاکره با دولت و جامعه جهانی پس از یک دهه انزوا کلید خورد. اگر دهه گذشته را به دو دوره پنج ساله تقسیم نماییم. تا قبل از کنفرانس لندن 2006 افغانستان روند دولت سازی را آغاز و بزرگترین موانع قابل پیش بینی در این مسیر را به طور موقت کنار زد. در دوره دوم با تائید سند استراتژی انکشاف ملی افغانستان و فعال شدن دولت، دوران جدیدی در حیات سیاسی معاصر افغانستان آغاز گردید. دوره دوم با قدرتیابی مجدد طالبان همراه شد. روند صعودی ناامنی، فساد اداری، بیکاری و فقر و نابسامانی های فراگیر در دوره دوم امیدهای جوانه زده در میان ملت افغانستان را قبل از شکوفایی، خشکاند.
دورۀ دوم دورۀ تضرع و التماس دولت افغانستان از طالبان بوده است (برخی تفکیک ها نیز انجام گردید نظیر طالبان خوب و طالبان بد، طالبان پاکستانی و طالبان افغانی تا با این شیوه عمل مصالحه با دشمنان ملت افغانستان را تطهیر نمایند). در حالیکه آقای کرزی به دنبال آدرس ملا عمر و حکمتیار به هر دری می زد علاوه بر رد پیشنهادات دولت از سوی طالبان، همچنان مردم بی گناه افغانستان توسط افراط گرایی قربانی می شدند. طالبان یا قوای خارجی یا نیروهای افغان هر کدام به سهم خود در احصائیه های سالیانه تلفات قابل توجهی را به غیر نظامیان وارد ساخته اند.
نمودار زیر قربانیان ناامنی در افغانستان را که توسط گروه های مخالف مسلح یا نیروهای حامی دولت و در مواردی به طرز نامشخصی بر جای مانده است را نشان می دهد، بیانگر اوضاع اسفبار دوره دوم می باشد.[1]
*. آمار مربوط به سال 2011 مربوط به نیمۀ اول سال می باشد.
بناءً با شنیدن خبر کوتاه آمدن طالبان در قرار گرفتن پشت میز مذاکرات بیراه نیست اگر در نگاه اول شور و شعف زائد الوصفی به ما دست دهد و این اراده طالبان را گامی بزرگ برای مصالحه در کشور ارزیابی کنیم. اما نکته حائز اهمیت در مورد جایگاه دولت افغانستان در این روند می باشد. همانطور که گفته شد دولت افغانستان پیشگام مذاکره با طالبان بوده است. در این مسیر قربانی های بزرگی را نیز برای صلح کشور داده است که نمی توان یادی از پروفیسور برهان الدین ربانی نکرد. بنابراین در ظاهر هر انکشافی در روابط با طالبان از مسیر دولت افغانستان می گذرد. اما آنچه در پایان سال 2011 میلادی رخ داد عکس این مساله را نشان می داد. برخلاف انتظار، مذاکرات جدی با طالبان بدون آگاهی دولت افغانستان انجام گرفت و آلمان، آمریکا، بریتانیا، قطر، عربستان سعودی و طالبان و ... در جریان مذاکرات بودند و دولت افغانستان بازیچۀ تمام این طرف ها بوده است.
اما در مورد افراط گرایی در منطقه نیز باید گفت که آنچه از شواهد و قراین بر می آید، پس از کشته شدن بن لادن، انسجام درونی القاعده و ارتباطات بیرونی با طالبان بخصوص در افغانستان دچار اختلال شده است. در آخرین اظهار نظرهایی که از ملاعمر به نشر رسیده است اختلاف نظر میان وی و فرمانده هان زیر دستش افزایش یافته است. نگرانی وی از عملیات های خودسرانه طالبان در پاکستان این مساله را تائید می کند. بنابراین در شرایط کنونی به پای میز مذاکرده آمدن طالبان بیش از آنکه تحت تاثیر هزینه های هنگفت دولت افغانستان از کانال شورای عالی صلح باشد محصول وضعیت متزلزل گروههای مخالف می باشد که این بار در سطوح بالا دچار چالش شده اند.
در حالیکه نقش دولت افغانستان در روند مذاکرات پسینی باشد و آمریکا و طالبان در مدیریت بحران امنیت افغانستان سهم اساسی را داشته باشند چگونه می توان به آینده مذاکرات خوشبین بود. آنچه واضح است آمریکا و طالبان هر کدام به سمت منافع خود می روند و مصالح ملت افغانستان هرگز مطمع نظر آنها نخواهد بود. طالبان در یکی دو دهه اخیر با یکه تازیها و دهشت افکنی ها رفته رفته باز هم به اریکه قدرت باز می گردند اما متفاوت از گذشته . در نظر بگیرید زمانی را که رویکرد بنیادگرایانه طالبان با منافع آمریکا در هم بپیچد و بر حسب نیاز وارد معادلات سیاسی کشور گردد به طور حتم در صورت عدم شفافیت در روند مذاکرات و عدم تبیین جایگاه دولت افغانستان در این روند بیش از اینکه بهبود اوضاع را شاهد باشیم، انحرافی جدید در مسیر امنیت و ثبات افغانستان را خواهیم دید. در نتیجه باید گفت که بزرگترین آرزوی دولت افغانستان در شرایطی تحقق می یابد که دولت نقشی در آن نداشته است و باید دید آیا پس از حضور طالبان در پشت میز مذاکرات دولت افغانستان طرحی جامع مطابق با ارادۀ ملت افغانستان دارد یا خیر؟ اگر مانند گذشته دولت صرفاً دنباله رو غرب باشد تهدید جنگ های داخلی دور از ذهن نمی باشد. به هر حال حضور طالبان در افغانستان پر تنش، خواسته و ناخواسته تنش ها را افزایش خواهد داد.
[1].
Livingston, Ian s., Heather L Messera, and Michael O' Hanlon. "Afghanistan Index." p15.
https://jko.harmonieweb.org/coi/iwt/IWed/Document%20Library/Afghanistan%20Index.pdf. 01 11, 2010.