صلح واژه غریب در سرزمین من

برای رسیدن به آرامش باید دری آهنین بر روی گذشته و آینده کشید و تنها به زمان حال اندیشید.دیل کارنگی

صلح واژه غریب در سرزمین من

برای رسیدن به آرامش باید دری آهنین بر روی گذشته و آینده کشید و تنها به زمان حال اندیشید.دیل کارنگی

ائتلاف های رنگارنگ و انزوای دولت

 

پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 2009 و شائبه تخلفات فراوان در پروسه انتخابات علاوه بر افزایش بی اعتمادی نسبت به دولت حاکم زمینه مناسبی برای فعالیت جناح های مخالف در افغانستان فراهم گردید. احزاب و ائتلاف های منتقد به سرعت سربرآوردند و مطالبات سیاسی خود را مطرح ساختند. آخرین نمونه از این دست ائتلاف ها، "ائتلاف ملی" است که می توان آن را تکامل یافته ترین جناح اپوزیسیون نامید. در یک دهه اخیر جناح اپوزیسیون افغانستان هرگز انسجام لازم برای دستیابی به مطالباتشان را نداشتند و در واقع مطالبان پراکنده از سوی جناح های مختلف موقعیت اپوزیسیون را تنزیل داده بود.

بن بست سیاسی – امنیتی افغانستان توجه به مطالبات جناح مخالف دولت را توجیه می نماید. با این وجود چند نکته در مورد ائتلاف های رنگین افغانستان وجود دارد که مقدمه ورود به تحلیل نقش آفرینی این بخش از جامعه مدنی در فرایند تحولات سیاسی افغانستان می باشد.

نخست اینکه دو رویکرد عمده در جناح اپوزیسیون نسبت به نظام سیاسی حاکم مشاهده می گردد. رویکرد نخست صرفاً مشکل نظام حاکم را در عدم نمایندگی از آحاد ملت افغانستان می داند. دولت چنانچه این طیف سیاسی را وارد معادلات سیاسی کشور نماید و در بدنه دولت جای دهد خاصیت انتقادی آن را سلب می نماید و از سوی دیگر با توجه به جایگاه قوی مردمی این ائتلاف ها ، برخلاف سنت سیاسی جاری کشور دولت می تواند رنگ ملی به خود بگیرد. نمونۀ این ائتلاف  در انتخابات دوم ریاست جمهوری میان دو حزب " جنبش اسلامی افغانستان" و "حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان" ملاحظه شد. ائتلاف این دو حزب و حمایت از کاندیداتوری آقای کرزی منجر به انتخاب مجدد وی گردید. هر چند در ادامه همکاری، ماهیت قوی قطبیِ دولت منجر به کنار زدن این ائتلاف از همراهی دولت گردید.

اما طیف دیگر اپوزیسیون که "ائتلاف ملی" جدیدترین نسخۀ آن می باشد دیدگاهی نقادانه تری نسبت به وضع موجود دارد. چهره های شاخص این جناح تجربیات مدیریتی قابل توجهی دارند با این حال آنها نیز به مرور زمان از بدنه حکومت رانده شدند و حلاوت مقام و منصب برای آنها نیز دوام چندانی نیافت. چهره هایی نظیر داکتر عبدالله، یونس قانونی، احمد ولی مسعود و ... تا حد ممکن از ظرفیت های دولت کرزی استفاده نموده اند و در نهایت با فروافتادن دولت به کام یکجانبه گرایی تاریخ مصرف آنها نیز به پایان رسیده است. برای این طیف "ائتلاف بازی" واکنش در برابر هیچ انگاری نظام حاکم می باشد.

 در نقطۀ مقابل مطالبات اپوزیسیون، "حکومت افغانستان" قرار دارد. مدیریت آقای کرزی در یک دهۀ گذشته تمام افتخارات منفی را با خود همراه داشته است. فساد اداری، فقر، بیکاری، افتادن به کام قوم گرایی و هر آنچه بتوان در فقدان مدیریت متصور بود از ویژگیهای دولت آقای کرزی بوده است.  در این شرایط با قوت گرفتن جناح اپوزیسیون علی رغم تکثر اهداف آنچه به چشم می آید انزوای دولت آقای کرزی در داخل کشور می باشد. کمرنگ شدن پایگاه مردمی دولت از یک سو و اتکای بیش از حد به هم پیمانان غربی از سوی دیگر، دولت را در ضعیف ترین موقف در یک دهه اخیر قرار داده است.

چنانچه احزاب و تشکل های تشکیل دهنده جناح اپوزیسیون اسیر علقه های شخصی نگردند می توانند در شرایط کنونی تاثیر گذاری مناسبی داشته باشند و جلوی خودسری ها و قانون گریزی های روز افزون دولت را بگیرند. وقت آن فرا رسیده تا جامعه جهانی اهمیت بیشتری برای جامعه مدنی افغانستان و جناح اپوزیسیون قائل شود. به طور حتم صدای این بخش از جامعه جهاین بسیار واضح تر از دولت افغانستان قابل دریافت و تامل می باشد.  

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد