هفتم اکتبر ۲۰۱۱ دهمین سالگر آغاز حمله نظامی آمریکا به افغانستان با شعار مبارزه علیه تروریسم می باشد.
وزارت دفاع آمریکا در روز هفتم اکتبر 2001 همزمان با حمله نظامی به افغانستان اهداف نظامی این کشور را در شش مورد ترسیم نمود.
1- با حمله نظامی به مواضع طالبان در افغانستان برای رهبران و حامیان آنها واضح شود که پناه دادن به تروریسم برای آمریکا و متحدانش قابل پذیرش نیست.
2- بدست آوردن اطلاعات نظامی برای تسهیل در عملیاتهای آتی در برابر القاعده و طالبان
3- گسترش روابط با گروههای مخالف طالبان در خاک افغانستان
4-ایجاد مشکلات و موانع فزاینده در برابر طالبان در استفاده از خاک افغانستان به عنوان پایگاه مناسب و راحت برای عملیاتهای تروریستی
5- تغییر موازنه نظامی به مرور زمان با ناکار کردن سیستم تسلیحاتی طالبان که عمدتاً مبتنی بر جنگ رو در رو در افغانستان می باشد
6- حمایت بشردوستانه و فراهم ساختن زندگی مناسب برای افغانها که شرایط ناراحت کنندهای را در دوران رژیم طالبان سپری کرده اند.[1]
1. Pierre Bernasconi and Others,” Foreign Support of the U.S. War on Terrorism”, Report for Congress, Congressional Research Service,2002, p 1
هنوز التهاب و تشویش نسبت به ترور پروفیسور ربانی فروکش نکرده است که سوء قصدی دیگر این بار رئیس جمهور کشور را به وحشت انداخت. اما این سوء قصدها دو مسیر متفاوت را طی نمودند که جای تامل دارد و باید نکاتی را مورد توجه قرار داد.
1- در حالی که عاملان ترور پروفسور ربانی در اجرای عملیات تروریستی با هیچ مانعی مواجه نشدند و زمینه سازی برای ترور به طور کامل و دقیق با همکاری افراد به ظاهر معتمد و دخیل در تامین امنیت صورت گر فت اما در مورد سوء قصد به شخص رئیس جمهور اوضاع کاملا متفاوت است. طرح سوء قصد به رئیس جمهور بیش از اینکه طرح باشد یک ادعای مبهمی است که تا جوانب آن روشن نشود نمی توان نسبت به آن اظهار نظر کرد. چنانچه در واقعیت چنین طرحی شک نکنیم و ارگانهای امنیتی کشور مانع چنین پروژه ای شده باشند می توان از یک دستاورد بزرگ یاد کرد. اما واقعیت این است که عملیات تروریستی به جان استاد ربانی در سکوت و مرگ اطلاعاتی تمام خوشبینی های امروز را با چالش مواجه می سازد.
ناعادلانه به نظر می رسد که اراده سوء قصد از پشت درهای یک دانشگاه خصوصی و اساتید و دانشجویان (جدیدترین متد تروریستی) آن کشف شود اما عملیاتی با آسودگی خیال بر علیه رئیس صلح کشور و همچنین چندین ترور ناجوانمردانه در ماههای اخیر (نظیر ترور جنرال داود داود، جواد ضحاک، سید خیلی ...)صورت گیرد و ارگانهای اطلاعاتی در بی خبری به سر برند.
2- نحوه کشف عملیات تروریستی بر علیه رئیس جمهور و توطئه صورت گرفته بیشتر شبیه فلمهای هالیودی و داستانهای پولیسی نظیر آثار ادگار آلن پو، آگاتا کریستی و سر آرتور کانون دویل سراسر رمز و راز است. داستان رابطه میان استاد و دانشجو و دانشکده طب کابل و موسسه تحصیلات سلام را روایت می کند و با شبکه های بین المللی تروریستی پیوند می خورد و در آخر یک حساب 150000 دلاری کشف می شود که این حساب پای سازمانهای بین المللی را نیز به میان می کشد. ضمن اینکه نکته انحرافی محافظ شخص رئیس جمهور است که احتمالاً قرار بوده عامل جنایت در ارگ باشد. به هر حال به نظر می رسد سرویسهای اطلاعاتی داخلی و خارجی بزرگترین توطئه سالیان اخیر را کشف کرده باشند.
این ماجرا منجر می شود تا ما نیز کمی قریحه داستانسرایی به خود گرفته و داستان عامه پسندی از طرح ترور نافرجام رئیس جمهور روایت کنیم.
پس از ترورهای مشکوک و سریالی در ماههای اخیر و زیر سئوال رفتن شخص رئیس جمهور و استخابارات پاکستان و جهان در اقدامی واکنشی و درست زمانیکه پیمانهای استراتژیک یکی پس از دیگری در حال تدوین و امضاء می باشد ( شماره نخست آن با هند به امضاء رسید ) داستان ترور رئیس جمهور اثر برخی دوستان شخص رئیس منتشر می شود. تیرگی روابط با پاکستان منجر می شود تا این ترور نافرجام که بیانگر عدم مصونیت رئیس جمهور از خطر ترور می باشد هر چه بیشتر معطوف به استخبارات پاکستان شود ضمن اینکه مظلومیت آقای کرزی در پروسه صلح طلبی محرز گردد.
پیمان استراتژیک با هند مقدمه و پیش نیاز پیمان استراتژیک با ایالات متحده آمریکاست. هند بزرگترین دموکراسی جهان و ایالات متحده منادی لیبرال دموکراسی غربی در سناریوی جدید ظاهرآ عرصه را بر دولت پاکستان و حلقات حامی تروریسم در این کشور تنگ می کنند. حافظه تاریخی مردم افغانستان نسبت به روابط با هندوستان در دروان جدید مثبت بوده و عضویت افغانستان در سارک (اتحادیه همکاری های منطقه ای جنوب آسیا) نیز پیوندها را عمیقتر ساخته است اما نزاع دائمی هند و پاکستان و نقش منفی و پررنگ پاکستان در معادلات سیاسی افغانستان، آینده پیمان استراتژیک با هند و ایالات متحده را تحت الشعاع قرار می دهد. به نظر می رسد ماحصل چنین پیمانهایی افزایش تنش در منطقه باشد.
در سالیان اخیر کمک های مالی فراوان ایالات متحده آمریکا به پاکستان در راستای مبارزه با تروریسم و پرداخت وامهای بلاعوض هرگز نتوانست موقف این کشور را در قبال مبارزه با تروریسم مستحکم سازد. همچنان آمریکا و افغانستان انگشت اتهام به سوی پاکستان دراز می کنند و در یکی از آخرین موارد، اقدام تروریستی علیه استاد ربانی به طور مستقیم متوجه سرویس استخبارات پاکستان می باشد.
در حالیکه ایالات متحده آمریکا و دولت افغانستان سرمست از امضاء پیمان استراتژیک با هند هستند باید نسبت به این پیمان و تبعات یک عمر مدارا با پاکستان عمیقتر اندیشید. پاکستان از بدو تاسیس به افغانستان بعنوان عمق استراتژیک خود در برابر هند نگریسته است و اکنون در حالیکه با ریشه های بحران امنیت در افغانستان مبارزه نمی شود و پاکستان نیز به تداوم سیاستهای تهاجمی و مداخله جویانه ادامه می دهد به طور حتم پیمانهایی اینچنینی نتیجه ای معکوس خواهد داشت و صرفاً ناامنی ها در کشور را افزایش خواهد داد.